اطلاعات تماس با دکتر جمشید دونلو متخصص مغز و اعصاب ام اس و سردرد


ميدان فاطمي بيمارستان سجاد درمانگاه مغز و اعصاب صبح روزهاي فرد و عصر ١و٣و٤شنبه ٢-٥عصر تلفن ٨٨٩٥٧٣٩١-٦

علمی

دختر ايراني جوانترين جراح مغز انگلستان

دكتر گلاره محمدزاده، جوانترين جراح مغز و اعصاب انگلستان با بهره‌گيري از تكنيكي جديد به بيماران خود امكان مي‌دهد، تنها چند ساعت پس از جراحي تومور مغزي كه بدون بيهوشي نيز انجام مي‌شود از بيمارستان مرخص شده و عصرانه را در كنار بستگانشان در منزل صرف كنند .
به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از ايسنا، اين شيوه جراحي كه براي نخستين بار در انگلستان انجام شده، با استقبال محافل پزشكي و خبري آن كشور مواجه شده و روزنامه‌ها و رسانه‌هاي مختلف با انعكاس اظهارات نخستين بيمار تحت اين جراحي كه بانويي 52 ساله بود، تصويري تازه از جراحي‌هاي مغز كه سال‌هاست عملي پيچيده، دشوار و خطرناك تلقي شده‌اند، ترسيم كردند .
ارائه اين تصوير تازه و آرامش بخش از جراحي‌هاي مغز و اعصاب شايد مهمترين دستاوردي باشد كه مي‌توان براي اين تكنيك نوين جراحي متصور بود و اين درست همان چيزي است كه دكتر محمدزاده جراح جوان ايراني و يكي از معدود جراحان زن مغز و اعصاب دنيا نيز خود بر آن تاكيد دارد . science11
دكتر گلاره محمدزاده، جوانترين جراح مغز و اعصاب انگلستان تاكيد كرد: در روش‌هاي معمول، بيمار پس از جراحي مغز بايد تا چند هفته در بيمارستان بماند لذا اين كه بيماران را همان روز عمل ترخيص كنيم باعث مي‌شود احساس بيماري خيلي زود از فرد دور شود و استرس و نگراني‌هايي كه درباره جراحي مغز وجود دارد و بر روحيه بيماران اثر منفي دارد كاهش يابد.

وي با بيان اين كه بسياري از اعمال جراحي مغز با وجود حساسيت بالا به سادگي و با اطمينان بالا انجام مي‌شود و از اين بابت كساني كه با مشكل تومور مغزي مواجهند نبايد نگران باشند، ‌اظهار داشت: پزشكان پيش از عمل به همين خانم بيماري كه حدود سه، چهار ماه پيش در بيمارستان ما در لندن تحت جراحي قرار گرفت و اخبار آن اخيرا در روزنامه هاي انگلستان بازتاب داشت گفته بودند كه بيش از دو ماه زنده نمي‌ماند و ما با اين جراحي نشان داديم كه جراحيهاي مغز در عين حساسيت و دقت بالايي كه نياز دارد با ايمني كامل قابل انجام است.
محمدزاده با تاكيد بر اين كه جراحي مغز با بي‌حسي موضعي پيش از اين هم انجام شده است گفت: در اين روش پس از بي‌حسي موضعي بيمار پوست سر را شكافته و به استخوان جمجمه مي رسييم كه بيمار دردي را در آن احساس نمي‌كند و سپس تومور را بر مي داريم؛ البته بايد كاملا مراقب بخش‌هاي حساس مغز باشيم و از بروز عفونت در آن پيشگيري كنيم كه به اين منظور از ميكروسكوپها و تجهيزات بسيار دقيق استفاده مي‌شود .
اين جراح 35 ساله ايراني در ادامه درباره سوابق تحصيلي خود به ايسنا گفت: من حدود 20 سال پيش از ايران به كانادا آمدم و سال آخر دبيرستان را در شهر ويني‌پگ بودم. پس از آن از آنجا كه در آمريكا و كانادا براي ورود به دانشكده پزشكي بايد در يكي از رشته‌هاي علوم تحصيل كرد در رشته رياضي دانشگاه مانيتوبا كانادا ثبت‌نام كردم و پس از پايان تحصيلات، دوره چهار ساله پزشكي را آغاز كردم .
وي افزود: من از سال دوم پزشكي علاقه زيادي به مغز و اعصاب داشتم و با توجه به اين كه سالانه تنها حدود 10 نفر در جراحي مغز و اعصاب در كانادا پذيرفته مي‌شوند به شدت درس خواندم تا در رشته مغز و اعصاب در دانشگاه تورنتو قبول شدم بعد از آن تحصيلاتم را در مقطع PhD بيولوژي مولكولي ادامه دادم كه موضوع تحقيقات من جلوگيري از رسيدن خون به تومورها و توقف رشد آن بود. بعد از آن يك سال روي تكنيكهاي جراحي مغز و اعصاب كار كردم و سپس به انگلستان آمدم و در بيمارستان به جراحي اشتغال دارم .

وي در پايان با اعلام آمادگي براي كمك به بيماران ايراني نيازمند به جراحي مغز و اعصاب اظهار داشت: با اين كه سالهاست از ايران دورم و آشنايي مستقيمي با همكاران ايراني ندارم ولي مي دانم كه جراحان مغز و اعصاب بسيار خوب و مجربي در ايران وجود دارند و از اين لحاظ مشكلي در انجام اين قبيل جراحيها در كشور نيست.

http://www.ashkandav.blogfa.com/


گرگ‌ها چگونه به خدمت انسان درآمدند؟

 

از هنگامی که گرگ‌ها به زندگی مسالمت‌آمیز با انسان‌ها روی آوردند و تبدیل به سگ شدند، نه تنها به مرور زمان برخی از ویژگی‌های رفتاری جدید را جایگزین الگوهای پیشین کردند، بلکه تغییراتی نیز در دستگاه گوارش آنها ایجاد شد.

نتایج پژوهش اخیر دانشمندان دانشگاه اوپسالای سوئد را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: روند رام شدن گرگ‌ها از معده‌ی این حیوانات گذشته است. این دانشمندان با آزمایش بر روی ژن گرگ‌ها و سگ‌ها به این نتیجه رسیده‌اند. نتایج تحقیق یادشده در مجله علمی “نیچر” منتشر شده است.

انسان ساکن پس از اقدام به کشاورزی، غلات را وارد برنامه غذایی خود کرد. دستگاه گوارش “سگ‌های نخستین” هم با این اوصاف باید به جای هضم گوشت شکار، خود را با غذاهایی تطبیق می‌داد که در اطراف محل زندگی انسان‌ها یافت می‌شد. خوراکی‌هایی که عموما حاوی نشاسته‌ی موجود در غلات بودند.

بنا بر گزارشی که دانشمندان دانشگاه اوپسالا منتشر کرده‌اند، «توانایی هضم بی‌دردسر غذاهای پرنشاسته، گام مؤثری در رام شدن سگ‌ها بوده است». این تغییر در دستگاه گوارش شرایط زندگی را برای حیوانات وحشی به مراتب ساده‌تر می‌کرده است. گرگ‌ها به‌جای تعقیب و گریز مداوم با شکار، با پسمانده‌ی غذاها در اطراف محل زندگی انسان‌ها سیر می‌شدند.

کدام طرف گام نخست را برداشته است؟

اما آیا راحت‌طلبی گرگ‌ها دلیل اصلی نزدیکی گرگ و انسان به هم بوده است؟ پاسخ به این پرسش هنوز کاملا روشن نیست. بر اساس یک نظریه، انسان‌ها دست‌کم ۱۴ هزار سال پیش گرگ‌ها را به خدمت گرفتند؛ یا در هنگام شکار یا به‌عنوان نگهبان محل زندگی.

این احتمال هم وجود دارد که گرگ‌ها پیشگامان این رابطه بوده باشند؛ به این معنی که این حیوانات وحشی هنگامی که به برتری‌های همزیستی با انسان‌ها پی بردند − استفاده از پسمانده‌ی غذای انسان‌ها − رویه زندگی خود را تغییر دادند.
دانشمندان برای این‌که به عادات غذایی سگ‌های نخستین پی ببرند، ژن‌های ۱۹ گرگ و ۷۱ سگ از ۳۸ نژاد مختلف را بررسی کردند. محققان در این روند به بخش‌هایی از زنجیره‌ی ژنتیکی سگ‌ها برخورد کردند که در طول زمان به شدت دستخوش دگرگونی شده است.

بخشی از این تغییرات تعیین می‌کند که بدن حیوان تا چه حد می‌تواند نشاسته را هضم کند. البته گرگ‌ها هم چنین ساختارهای ژنتیکی را دارند. بر اساس تحقیقات دانشمندان دانشگاه اوپسالا اما ژن‌هایی که سوخت‌وساز نشاسته را هدایت می‌کنند، در سگ‌ها به مراتب فعال‌تر از گرگ‌ها هستند.

محققان علاوه بر این در زنجیره‌ی ژنی سگ‌ها به ۱۹ بخش دیگر برخوردند که فعالیت‌های مغزی این حیوانات را هدایت می‌کند. رفتار متفاوت گرگ‌ها و سگ‌ها می‌تواند نتیجه‌ی دستور این ژن‌ها باشد. بر این اساس، به نظر می‌رسد سگ‌ها، بر خلاف گرگ‌ها، هرگز به رشد کامل نمی‌رسند. این شاید نتیجه‌ی آن باشد که انسان از آغاز همزیستی با گرگ‌ها، نمونه‌های آرام‌تر این حیوان را بر دیگران ترجیح داده است.


ماهی و مار آناکوندا، الگوهایی برای مهندسان

 

در نمایشگاه صنعتی ۲۰۱۳ هانوفر اختراعات متعددی از بخش بیونیک عرضه شدند. در این اختراعات مهندسان از ساختارهای طبیعی همچون استخوان‌بندی ماهی یا شیوه‌ی بلعیدن مار آناکوندا، برای طراحی دستگاه‌های خود الهام گرفته‌اند.

واژه‌ی “بیونیک” یا “زیست‌فنی” از ترکیب دو لغت “بیولوژی” و “تکنیک”، تشکیل شده است. “زیست‌فنی” ایده‌های خود را از علوم مختلف می‌گیرد؛ از علم بیولوژی گرفته تا فیزیک و ریاضی. اختراعاتی که بر اساس الگوهای طبیعی در معماری، طراحی و صنعت ماشین آلات مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در نمایشگاه امسال هانوفر مهندسان متعددی دستگاه‌های بیونیک خود را به نمایش گذاشتند. آنها برای طراحی این ماشین‌آلات از ساختار بدن حیوانات از جمله حشرات الهام گرفتند.

الهام گرفتن از بدن ماهی برای طراحی یک نوع دستمال

راینر ارب (Rainer Erb)، مدیرعامل شبکه بیونیک، با دستمالی میزی را در نمایشگاه تمیز می‌کند. جالب اینجاست که این دستمال در کناره‌های میز منحرف نمی‌شود بلکه خود را به گوشه‌های میز به صورت انعطاف پذیری می‌چسباند.هر چه قدر او به دستمال فشار می‌آورد، دستمال نیز خود را بیشتر و بهتر با ویژگی‌های سطح میز منطبق می‌‌کند.

تهیه‌کننده این دستمال از بدن ماهی برای طراحی آن الهام گرفته است. ماهی‌‌ها به‌هنگام لغزیدن در آب از این طریق انرژی ذخیره می‌کنند که استخوان‌بندی خود را با مقاومت آب وفق می‌دهند.

طبیعت مار آناکوندا در طراحی این چاقوی جراحی سهیم بوده است

الهام‌گیری از بلعیدن مار آناکوندا

برای مثال مهندسان حتی از مار “آناکوندا” نیز الهام گرفته‌اند. پزشکان برای عمل دیسک از چاقوی جراحی استفاده می‌کنند. آنها تا کنون برای انجام این عمل می‌بایست با چاقوی جراحی وارد دیسک شوند، قسمت‌هایی از آن را ببرند و سپس برای خروج بخش‌های اضافی از آنجا بیرون بیایند و بار دیگر برای ادامه کار وارد محل جراحی شوند.

اما با دستگاه جدیدی که مهندسان با الهام از بدن آناکوندا طرح کرده‌اند، دیگر جراحان نیاز به خروج از محل مورد عمل ندارند. آنها قادرند با دستگاه جدید در محل عمل بمانند و به کارشان ادامه دهند، زیرا آن دستگاه قسمت‌های بریده شده را در خود می‌بلعد. این بلعیدن به بلعیدن مار آناکوندا شباهت دارد.

دست روبات توپ را طوری می‌چرخاند که علامت شرکت “Festo” قابل رویت باشد

دست روبات ۴ انگشتی

اختراعی دیگر که در نمایشگاه هانوفر دیده می‌شد یک دست روبات بود که توسط شرکت “Festo” تولید شده است. این دست روبات نیز ساختاری بیونیکی دارد، زیرا بر اساس دست انسان طراحی شده است؛ تنها با این تفاوت که ۴ انگشت دارد.

ویژگی خاص این دستگاه این است که برای مثال یک توپ پلاستیکی را می‌گیرد، لمس می‌کند و وضعیت آن را می‌شناسد. کار این دستگاه این است که توپ را به یک طرف خاص بچرخاند. برای مثال شرکت “Festo” توپی را که علامت شرکت را بر رویش دارد به دستگاه می‌دهد تا آن دستگاه توپ را طوری بچرخاند تا علامت شرکت دیده شود.


عادت‌های روزمره؛ اعتیادهای کوچک

 

عادات می‌توانند، خواسته یا ناخواسته، مسیر زندگی ما را تعیین کنند. برخی از آنها در زندگی روزمره مفید هستند و برخی آزاردهنده. اما با ترفندهای مناسب می‌توان عادات مزاحم را کنار گذاشت یا از آنها در جهتی مثبت استفاده کرد.

عادات ما، چه مفید باشند و چه مضر، زندگی روزمره‌ی ما را شکل می‌دهند. گویی عادات در گوشه‌ای از ذهن ما کمین کرده‌اند و به طور پنهانی برنامه روزانه ما را در دست گرفته‌اند، به طور مثال اینکه با چه لحنی با فرزندان خود صحبت ‌کنیم، به چه موسیقی‌ای گوش ‌دهیم، هر چند وقت یک بار ایمیل خود را چک کنیم، چقدر ورزش ‌کنیم و چه مقدار شیرینی و چربی بخوریم.
تمام این فعالیت‌ها از روی عادت انجام می‌شوند. تصور کلی در مورد یک شهروند متمدن و روشنفکر این است که تمام فعالیت‌هایش را از روی آگاهی و اراده انجام می‌دهد و با فکر کردن تصمیم می‌گیرد که چه فعالیت‌هایی را چگونه انجام دهد. اما در واقع در زندگی روزمره بیشتر وقت‌ها فکر کردن نقش چندان مهمی ایفا نمی‌کند.
باس فرپلانکن، استاد رشته روانشناسی اجتماعی از دانشگاه “Bath” در بریتانیا، نزدیک به بیست سال است که در مورد عادات تحقیق می‌کند. او می‌گوید: «بین سی تا پنجاه درصد از فعالیت‌های روزانه‌ی ما از روی عادت صورت می‌گیرند و اطلاعات جدیدی که دریافت می‌کنیم به ندرت قادر به تغییر این عادات هستند.» این محقق می‌افزاید ، اگر عادات ما در راستای اهدافی باشند که قصد داریم به آنها دست یابیم، می‌توانند برای ما مفید و حتی در برخی مواقع ضروری باشند. اما در غیر این صورت آزاردهنده و وقت‌گیر هستند و می‌توانند حتی به سلامتی‌مان آسیب برسانند.

سیگار کشیدن برای بسیاری افراد تنها عادت است

مکانیسم جا افتادن عادت در مغز
مغز انسان توانایی این را ندارد که بین عادات خوب و بد فرق قائل شود. کافی است که الگوی رفتاری خاصی در ذهن جا بیفتد، آنگاه به سختی می‌توان آن را تغییر داد. اما با این حال ما می‌توانیم عادات خود را بگونه‌ای بکار ببریم که برایمان مفید باشند. کسی که درک کند که هر عادت ‌از چه مکانیسم‌هایی پیروی می‌کند، می‌تواند آن را تغییر دهد.
باس فرپلانکن توضیح می‌دهد که عادت‌ها الگوهای رفتاری هستند که ما به طور مرتب در شرایطی ثابت انجام می‌دهیم، بدون اینکه زیاد در مورد آن فکر کنیم. آنها معمولا نشأت گرفته از تصمیماتی هستند که ما تنها یک بار به طور آگاهانه گرفته‌ایم.
تیمی پژوهشی از موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) تلاش کرده است تا فرایندهای پیچیده‌ای را که در مغز هنگام شکل گرفتن یک عادت در جریان است دنبال کند. “آن گریبیل”، پروفسور علوم اعصاب، در جریان آزمایش با موش‌ها، آنها را در لابیرنتی رها کرد که در آن تکه شکلاتی مخفی شده بود. موشها ابتدا بو می‌کشیدند، پیش می‌رفتند و هنگامی که متوجه می‌شدند که از هدف دور شده‌اند، دوباره باز می‌گشتند. این وضعیت آنقدر ادامه داشت تا شکلات را پیدا کنند.
پژوهشگران با کمک الکترود فعالیت مغزی موش‌ها را حین جستجو اندازه گرفتند و متوجه شدند که این فعالیت به طور مستمر در سطح بالایی قرار دارد. موش‌ها با افزایش تعداد دفعاتی که بایستی در لابیرنت جستجوی شکلات را تکرار می‌کردند، راحت‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیدند. همینطور در مغز آنها، آن بخشی که در واقع مسئول فرایندهای پیچیده ذهنی و یادگیری است دیگر فعال نبود. تنها مجموعه‌ای از سلول‌ها در وسط مغز فعال بودند که دانشمندان مسئولیت واکنش‌ها و فعالیت‌های غریزی را به آن نسبت می‌دهند.
دشواری تغییر عادات قدیمی
عادات به زندگی ما جهت می‌دهند. بدون آنها مغز ما توانایی بر عهده گرفتن پردازش تمام جزئیات زندگی روزمره را ندارد. اما دقیقا همین عادی شدن فعالیت‌ها و الگوهای رفتاری است که تغییر دادن آنها را دشوار می‌کند. زیرا هدایت آنها در بخشی از مغز رخ می‌دهد که به طور ناخودآگاه کنترل می شود.
“ولفرام شولتس”، پروفسور علوم اعصاب در دانشگاه کمبریج می‌گوید: «عادات، اعتیادهای کوچک هستند. وقتی تجربه به ما نشان می‌دهد که رفتاری خاص ما را به نوعی جایزه می‌رساند، ما به تکرار مستمر آن گرایش پیدا می‌کنیم.»
خیلی وقت‌ها تلاش برای ایجاد تغییرات اساسی در الگوهای رفتاری مقاوم و جا‌افتاده منجر به بیماری‌های سخت، طلاق و تغییر شغل می‌شود. در ارتباط با ترک یا تغییر عادات اساسی توصیه می‌شود که برای رسیدن به هدف، مراحل مختلف و کوچکی را تعیین کنیم و پس از طی کردن هر مرحله، جایزه‌ای برای خود در نظر بگیریم. البته بهتر است که برای دادن جایزه فاصله‌های زمانی گوناگون تعیین شود و جایزه نیز هر بار یکسان نباشد که به آن عادت نکنیم. در مورد عادات غذایی دانشمندان تخمین می‌زنند که حدود سه سال طول می‌کشد تا الگوی غذایی جدید برای فرد جا بیفتد.

عادت پیاده‌روی و گردش در طبیعت، حتی در هوای سرد و برفی
ایجاد انگیزه و تعیین جایزه
راه آسان‌تر برای رهایی از عادات قدیمی این است که تلاش کنیم عادتی جدید را جایگزین آن کنیم. بستن کمربند هنگام رانندگی یا بردن بشقاب به آشپزخانه پس از غذا خوردن از مواردی هستند که تقریبا راحت می‌توان آنها را به عنوان عادت تثبیت کرد. اما به طور مثال دویدن صبح زود از مواردی است که سخت‌تر می‌توان آن را به عنوان عنصری ثابت در زندگی روزانه گنجاند. کلید موفقیت، ایجاد انگیزه برای شروع و تعیین جایزه است. مثلا می‌توان کفش‌های خود را قبل از خواب کنار تخت گذاشت تا صبح بتوان آنها را بلافاصله پوشید.
“یولیا تورن”، کارشناس ورزش از دانشگاه اشتوتگارت، می‌گوید هدف این است که مغز بیدار شدن و دیدن کفش‌ها را با دویدن ارتباط دهد و پس از مدتی به طور اتوماتیک واکنش نشان دهد. در عین حال بایستی جایزه خوبی نیز برای خود در نظر گرفت. معمولا دادن وعده لاغر شدن به خود چندان موثر نیست. جایزه باید مشخص و دست‌یافتنی باشد، مثلا خوردن صبحانه‌ای خوشمزه پس از دویدن.


راز و رمز سلول‌های بنيادین بدن شما

 

بازدید دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان‌ها از آزمایشگاه‌های تحقیقاتی و گاهی انجام چند آزمایش ساده به یک سنت علمی در مراکز علمی استرالیا تبدیل شده است. به این بازدیدها باید روزهای بازگشایی دانشگاه‌ها را هم اضافه کرد که خانواده‌ها همراه دانش‌آموز سال آخرشان برای انتخاب دانشگاه و رشته تحصیلی به دانشگاه‌ها می‌آیند.

پایان این بازدیدها همیشه اینطوری‌ست که می‌روید یک جای ساکت پیدا می‌کنید و دو سه ساعتی با هیچکس حرف نمی‌زنید. آنقدر سوال پرسیده‌اند و جواب داده‌اید که تمام درس‌های دوران تحصیل‌تان دوره شده است. ولی اگر روزنامه‌نگار علمی هم باشید در همان سکوت شروع می‌کنید به نوشتن توی مغزتان تا بعد برسید به صفحه کلید کامپیوتر و نوشته‌تان را منتشر کنید. کاری که من همین حالا دارم انجام می‌دهم.

می‌خواهم پاسخ چند سوالی را که در یکی از بازدیدها گفته بودم برای‌تان بنویسم. این که سلول‌های بنیادین چگونه سلول‌هایی هستند، کجا هستند و چه کارهایی می‌شود با آن‌ها انجام داد؟

سلول‌های بنیادین چگونه سلول‌هایی هستند؟

بدن همه جانوران، از انسان گرفته تا گنجشک، از سلول درست شده است. سلول‌ها در دوران جنینی تکثیر می‌شوند و بعد در اثر تمایز گروه‌های مختلف‌شان اندام‌ها بوجود می‌آیند. همین تمایز پیدا کردن است که باعث تفاوت سلول‌های قلب با سلول‌های مغز و کبد می‌شود. نتیجه تکثیر و تمایز سلولی این است که اندازه بدن جانور بزرگ می‌شود و اندام‌هایش شکل می‌گیرند.

همه انواع سلول‌ها از سلول‌های بنیادین درست می‌شوند اما دسته‌ای از همان سلول‌های بنیادین از همان دوران جنینی بطور مداوم تکثیر می‌شوند و از بین می‌روند ولی هرگز تمایز پیدا نمی‌کنند. در نتیجه این سلول‌ها هیچ اندامی را نمی‌سازند و همیشه به همان شکل اولیه خودشان باقی می‌مانند. این‌ها همان سلول‌های بنیادین معروف هستند که همه جا اسم‌شان را می‌شنوید و درباره‌شان می‌خوانید.

بخش هیجان‌انگیز داستان در این است که همان سلول‌های بنیادین تمایز پیدا نکرده را می‌شود به سلول‌های قلبی، مغزی و کبدی تبدیل کرد. یک نکته را همینجا بگویم که متوجه مهم‌ترین قسمت موضوع بشوید، مثال‌ها را هم از بدن انسان می‌آورم که تصورش برای‌تان ساده‌تر باشد. سلول‌های بنیادین از دوران جنینی در بدن انسان وجود دارند و مرتب و بدون تغییر بازتولید می‌شوند، این را که گفته بودم. وقتی به بزرگسالی می‌رسیم باز همان سلول‌های بنیادین به همان شکل دوران جنینی در بدن ما وجود دارند، اما تفاوتش این است که حالا به جای این که در بدن یک جنین باشند در بدن یک بزرگسال قرار گرفته‌اند.

“بدن همه جانوران، از انسان گرفته تا گنجشک، از سلول درست شده است. سلول‌ها در دوران جنینی تکثیر می‌شوند و بعد در اثر تمایز گروه‌های مختلف‌شان اندام‌ها بوجود می‌آیند. همین تمایز پیدا کردن است که باعث تفاوت سلول‌های قلب با سلول‌های مغز و کبد می‌شود”

همین تفاوت یعنی این که ما با دو نوع سلول بنیادین سر و کار داریم: سلول‌های بنیادین جنینی و سلول‌های بنیادین بالغ. تفاوت اصلی این دو نوع سلول در این است که سلول‌های بنیادین جنینی را می‌شود به آسانی به هر نوع سلولی دیگری تبدیل کرد ولی سلول‌های بنیادین بالغ در هر اندامی که باشند برای تبدیل به سلول‌های همان اندام مناسب‌ترند.

خوب وقتی درباره سلول‌های تمایز یافته مثل سلول‌های قلب حرف می‌زنیم این را می‌دانیم که چنین سلول‌هایی قادر نیستند خودشان را تکثیر کنند و وقتی از بین می‌روند چیزی جایگزین‌شان نمی‌شود. اما سلول‌های بنیادین حتی در خارج از بدن و در شرایط آزمایشگاهی هم می‌توانند مدام خودشان را تکثیر کنند و زنده بمانند. منتها یک سوال بی‌جواب این است که چطور می‌شود که سلول‌های بدن بزرگ می‌شوند و تمایز پیدا می‌کنند ولی سلول‌های بنیادین هرگز تغییر نمی‌کنند و دست نخورده باقی می‌مانند؟ درست انگار توانایی داشته باشید همه بدن‌تان که بزرگ می‌شود اما پاهای‌تان را آنقدر کوچک نگه دارید که بتوانید کفش‌های دوران نوزادی‌تان را بپوشید.

سلول‌های بنیادین کجا هستند؟

برای جواب دادن به این سوال باید اول شما را به یک درمانگاه نازایی ببرم. وقتی یک زوج دچار مشکل نازایی هستند سلول‌های جنسی‌شان را در بیرون از بدن لقاح می‌دهند و وقتی سلول تخم تشکیل شد آن را به رحم مادر منتقل می‌کنند. نام این روش بارداری IVF یا لقاح خارج بدن است و همیشه یک سلول لقاح یافته که از آمیزش سلول‌های جنسی نر و ماده بوجود می‌آید برای تولید یک جنین کافی‌ست. اما بطور معمول زوج‌ها تعداد بیشتری سلول جنسی نر و ماده برای موفقیت عمل IVF در اختیار مراکز درمانی قرار می‌دهند. سلول‌های بنیادین جنینی از لقاح دادن همین سلول‌های جنسی اهدایی و تشکیل تخم، و البته با مجوز قانونی، به دست می‌آیند.

وقتی سلول تخم به چهار یا پنج روزگی می‌رسد شبیه به یک توپ خیلی کوچک می‌شود. این توپ سه تا لایه سلولی دارد که لایه داخلی آن شامل ۳۰ عدد سلول است. این ۳۰ عدد سلول که اسم‌شان سلول‌های لایه داخلی‌ست همان سلول‌های بنیادین جنینی هستند که آن‌ها را در ظروف آزمایشگاهی نگهداری می‌کنند.

سلول های بنیادین

 

ما با دو نوع سلول بنیادین سر و کار داریم: سلول‌های بنیادین جنینی و سلول‌های بنیادین بالغ. تفاوت اصلی این دو نوع سلول در این است که سلول‌های بنیادین جنینی را می‌شود به آسانی به هر نوع سلولی دیگری تبدیل کرد ولی سلول‌های بنیادین بالغ در هر اندامی که باشند برای تبدیل به سلول‌های همان اندام مناسب‌ترند.

اما سلول‌های بنیادین بالغ را کجا باید پیدا کرد؟ جواب این سوال را که بنویسم از یک موضوع دیگری هم سردرمی‌آورید. جواب این است که در بافت‌های مختلف بدن نقاطی هست که به نام منطقه تقسیم نشدنی معروفند. در پوست، در کبد، در عضلات، در رگ‌های خونی، در مغز استخوان و در مغز چنین نقاطی وجود دارد. سلول‌های بنیادین بالغ در همین مناطق تقسیم نشدنی قرار دارند و معروف‌ترین روش استفاده از آن‌ها پیوند مغز استخوان است. اما سلول‌های بنیادین در این مناطق تقسیم نشدنی گاهی تحت تاثیر عوامل نامعلوم شروع به زیاد شدن بدون کنترل می‌کنند، سرطان از همینجا شروع می‌شود. این همان موضوعی بود که حالا از آن سردرآوردید.

مهم‌ترین تفاوت سلول‌های بنیادین جنینی و بالغ این است که سلول‌های جنینی را می‌توانید در محیط آزمایشگاهی نگهداری کنید و اگر نیاز به تعداد زیادتری از آن‌ها بود تکثیرشان کنید ولی سلول‌های بنیادین بالغ را به سختی می‌توانید در محیط آزمایشگاهی حفظ کنید. یک تفاوت دیگر هم این است که سلول‌های جنینی را می‌توانید از هر جنینی بگیرید و به هر نوع سلول دیگری برای افراد دیگر تبدیل کنید ولی سلول‌های بالغ را از بدن هر کسی که بگیرید راحت‌ترین کار این است که به سلول‌های بافت همان فرد تبدیل‌شان کنید، با این مزیت که سلول‌ها برای دستگاه ایمنی بدن فرد دریافت کننده آشنا هستند و آن‌ها را رد نمی‌کند.

با سلول‌های بنیادین چه کارهایی می‌شود کرد؟

به نظرم این سوال را می‌توانید جواب بدهید ولی تضمین نمی‌کنم جواب‌تان درست باشد. به احتمال زیاد می‌گویید هر جا بافت معیوبی بود می‌شود سلول‌های بنیادین را در آزمایشگاه تکثیر کرد و یک بافت جدید ساخت و جایگزین بافت معیوب کرد. برای همین گفتم تضمین نمی‌کنم چون داستان در عمل به همین سادگی‌ها هم نیست. چرا؟

دلیل عمده‌اش در این است که هنوز پیام‌هایی که سلول‌های بدن برای هم می‌فرستند به درستی شناخته نشده‌اند. این پیام‌ها همگی شیمیایی هستند و توسط ژن‌ها کنترل می‌شوند ولی تعداد و تنوع‌شان بسیار زیاد است. شبیه‌سازی پیام‌هایی که ژن‌ها ارسال می‌کنند در شرایط آزمایشگاهی هم آسان نیست و در نتیجه تولید بافت‌های سلولی بسادگی صورت نمی‌گیرد. حتی وقتی چنین بافت‌هایی در آزمایشگاه درست می‌شوند، واکنش دستگاه ایمنی بدن به آن‌ها قابل پیش‌بینی نیست و هر اشتباه کوچک در نوع سلول‌ها می‌تواند منجر به رد بافت در بدن دریافت کننده شود.

مثال ساده‌اش اینطوری‌ست که توی خانه‌تان نشسته‌اید و صدای یک نفر را از توی خیابان می‌شنوید که بلند و کشیده می‌گوید “آی لاو سوزی”. پیش خودتان می‌گویید چه انسان شریفی‌ست که روز روشن دارد با صدای بلند عشقش را نثار خانم سوزی می‌کند. می‌روید که این عاشق دلخسته را ببینید اما آن بیرون با یک انسان شریف دیگری روبرو می‌شوید که بلند و کشیده دارد می‌گوید “آی لحاف‌ دوزی”.

اما به نظر می‌رسد تشخیص دقیق صدای بلند و کشیده عاشق دلخسته از آن لحاف‌دوز شریف در زمینه سلول‌های بنیادین دارد آرام آرام میسر می‌شود.


احتمال بیماری قلبی در مردان طاس “بیشتر” است

 

دانشمندان ژاپنی پس از تحقیق روی ۳۷ هزار مرد نتیجه گرفته اند که احتمال بیماری رگهای کرونری قلب در مردان طاس، حدود سی درصد بیشتر از مردانی است که موهای پرپشت دارند. با این حال دانشمندان گفته اند اهمیت این عامل به اندازه خطر چاقی و سیگار کشیدن نیست.science12


چقدر طلا در جهان وجود دارد؟

 

تصور کنید که آدم بسیار شروری هستید و کنترل همه طلاهای موجود در جهان را در دست گرفته‌اید و تصمیم دارید همه‌اش را ذوب کنید و با آن یک مکعب بسازید. فکر می‌کنید هر ضلع این مکعب چقدر طول خواهد داشت؟ صدها یا هزاران متر؟

واقعیت این است که طول هر ضلع این مکعب اینقدرها زیاد نخواهد بود. وارن بافت، یکی از ثروتمندترین سرمایه‌داران جهان می‌گوید که کل طلای موجود در جهان -البته منظور طلاهای موجود روی سطح زمین است– در مکعبی به ابعاد ۲۰ متر جای می‌گیرد. اما آیا کل طلای موجود فقط همین قدر است؟ این عدد را از کجا آورده‌ایم؟

شرکت تامسون رویترز به طور مرتب ارزیابی سالانه‌ای از ذخایر طلا ارائه می‌کند و بسیاری از سرمایه‌گذاران این آمار و ارقام را مبنا قرار می‌دهند. براساس آخرین داده‌های این شرکت، کل طلای موجود در جهان ۱۷۱ هزار و ۳۰۰ تن است که با تقریب بسیار خوبی در مکعب خیالی ما جای می‌گیرد.

اگر با ۱۷۱ هزار و ۳۰۰ تن طلای خالص یک مکعب بسازیم، هر ضلعش حدود ۲۰ متر و ۷۰ سانتی‌متر طول خواهد داشت و اگر بخواهیم زمین تنیس مرکزی ویمبلدون را با این مقدار طلا بپوشانیم، ارتفاعش به ۹ متر و ۸۰ سانتی‌متر خواهد رسید. البته همه با آمار و داده‌های تامسون رویترز موافق نیستند. در ارزیابی‌های دیگر، کل طلای موجود در جهان از حدود ۱۵۵ هزار تن (یعنی اندکی کمتر از برآورد این شرکت) تا حدود ۲ و نیم میلیون تن، یعنی تقریبا ۱۶ برابر آن، برآورد شده است.

با ۲ و نیم میلیون تن طلا می‌توان مکعبی ساخت که هر ضلعش ۵۰ متر طول داشته باشد یا می‌توان در زمین اصلی ویمبلدون برجی طلایی به ارتفاع ۱۴۳ متر ساخت.

اما دلیل این اختلاف فاحش در برآوردها چیست؟ به گفته تیموتی گرین، کارشناس تاریخ طلا، بخشی به این دلیل است که طلا از زمان‌های بسیار دور، یعنی حدود ۶ هزار سال پیش، استخراج می‌شده است.

اولین سکه‌های طلا حدود ۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح در دوران حکومت کرزوس، پادشاه لیدیه (منطقه‌ای در ترکیه امروزی) ضرب شد و خیلی زود به عنوان ابزار پرداخت و مبادله میان تاجران و سربازان مزدور در مناطق حاشیه دریای مدیترانه پذیرفته شد.

 

شرکت تامسون رویترز تخمین می‌زند که تا سال ۱۴۹۲ میلادی، یعنی زمانی که کریستف کلمب به قاره آمریکا سفر کرد، حدود ۱۲ هزار و ۷۸۰ تن طلا از معادن جهان استخراج شده بود.

یکی از سرمایه‌گذارانی که تحقیقات در این زمینه را بررسی کرده، جیمز تورک، بنیان‌گذار شرکت گلد مانی است. او می‌گوید که در این ارزیابی‌ها یک رشته بزرگ‌نمایی انجام شده است. او معتقد است که روش‌های مورد استفاده برای استخراج طلا در قرون وسطی بسیار ابتدایی بوده و به همین دلیل، این ارقام بیش از حد بزرگ ارزیابی شده‌اند و عدد واقعی به ۲۹۷ تن نزدیکتر است.

ذخایر طلا
تامسون رویترز جیمز تورک
قبل از ۱۴۹۲ میلادی ۱۲۷۸۰ ۲۹۷
بعد از ۱۴۹۲ میلادی ۱۵۸۵۲۰ ۱۵۴۹۴۷
مجموع ۱۷۱۳۰۰ ۱۵۵۲۴۴

رقمی که او برای کل طلای موجود در جهان ارائه می‌کند، ۱۵۵ هزار و ۲۴۴ تن است که ۱۶ هزار و ۵۶ تن (یا حدود ۱۰ درصد) از تخمین تامسون رویترز کمتر است. شاید این میزان اختلاف در نگاه اول نسبتا ناچیز به نظر برسد، اما با قیمت این روزها، همین مقدار طلا هم بیش از ۹۵۰ میلیارد دلار قیمت خواهد داشت.

برخی سرمایه‌گذاران، آمار و ارقام جیمز تورک را قبول دارند، اما گروه دیگری هم معتقدند که هر دوی این داده‌ها بسیار کم هستند.

جن اسکویلز که در یک شرکت سرمایه‌گذار در بخش طلا کار می‌کند، می‌گوید: “اگر تنها مقبره توت‌عنخ‌آمون را در نظر بگیرید، فقط برای ساخت تابوت او یک و نیم تن طلا به کار رفته است. حالا تصور کنید در مقبره‌های دیگر چقدر طلا وجود داشته است. این مقبره‌ها پیش از اینکه کسی از اشیاء و جواهرات موجود در آنها آمار درستی بگیرد، غارت شده‌اند.”

 

در بسیاری از کشورها از جمله جمهوری دموکراتیک کنگو هنوز طلای زیادی در دل زمین وجود دارد

جیمز تورک به جز چند اختلاف جزئی، آمار و ارقام تامسون رویترز را درباره میزان طلای استخراج شده پس از سال ۱۴۹۲ میلادی قبول دارد، اما جن اسکویلز یادآور می‌شود که چین حتی در شرایط امروزین هم چندان درباره میزان استخراج طلایش شفافیت به خرج نمی‌دهد. او می‌گوید که در برخی کشورها نظیر کلمبیا، “استخراج غیرقانونی طلا رواج زیادی دارد.” البته جن اسکویلز رقم دقیقی از میزان آن ارائه نمی‌کند، اما یکی از سازمان‌هایی که در این زمینه محاسباتی انجام داده، موسسه استاندارد طلاست.

کارشناسان این موسسه می‌گویند که اگر همه مردم صندوق‌هایشان در بانک‌ها و جعبه‌های جواهراتشان را خالی کنند، دست‌کم دو میلیون و ۵۰۰ هزار تن طلا جمع خواهد شد. البته آنها قبول دارند که مدارک و شواهد پراکنده و نه چندان محکمی برای اثبات این ادعا وجود دارد و رقم نهایی، تا حدی مبتنی بر حدس و گمان است.

اما بالاخره چه کسی درست می‌گوید؟ واقعیت این است که نمی‌دانیم. نهایتا این اعداد و ارقام با از روی هم گذاشتن تمام برآوردها به دست آمده و ممکن است همه آنها کاملا اشتباه باشند. اما خبر خوب اینکه ذخایر طلای جهان به این زودی‌ها تمام نخواهد شد. موسسه زمین‌شناسی آمریکا برآورد کرده است که هنوز حدود ۵۲ هزار تن طلای قابل استخراج در دل زمین باقی مانده است و احتمالا مقادیر بیشتری هم در آینده کشف خواهند شد. اما خبر بد این است که نحوه استفاده ما از طلا در حال تغییر است.

 

تابه حال طلا هیچوقت از بین نرفته و همیشه بازیافت شده است.

جیمز تورک می‌گوید: “تمام طلایی که در طول تاریخ استخراج شده است، هنوز در انبارهایی در روی زمین وجود دارد. معنایش این است که اگر یک ساعت مچی طلا داشته باشید، ممکن است بخشی از طلای موجود در آن ۲۰۰۰ سال پیش به دست رومی‌ها استخراج شده باشد.”

اما طلایی که در بخش‌های فناوری و صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرد، سرنوشت متفاوتی دارد. بنا بر داده‌های سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی بریتانیا، حدود ۱۲ درصد تولید کنونی طلای جهان به این بخش‌ها سرازیر می‌شود و معمولا این طلاها در تولید محصولاتی مختلف، در ابعاد بسیار کوچک مورد استفاده قرار می‌گیرد، طوری که بازیافت این طلاها صرفه اقتصادی ندارد. به بیان دیگر، طلا برای اولین‌بار دارد “مصرف” می‌شود.


راز های نهفته در شاهنامه فردوسی از طب سنتی

 

نگه کن بدین گنبد تیز گرد — که درمان ازویست و زویست دردscience13

نام حكیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه گرچه تداعی كننده ی سرگذشت شاهان، پهلوانان اساطیری و تاریخی است، در عین حال این شاهكار حماسی، ادبی فارسی دارای مضامین فلسفی، اخلاقی، اجتماعی و دیگر مباحث از جمله نكات پزشكی است، نكاتی كه برای خوانندگان گرامی به ویژه پزشكان و علاقه مندان شاهنامه خالی از لطف نیست. البته تذكر این نكتهی بدیهی ضروریست كه اشارات پزشكی شاهنامه را با ویژگیهای دانش پزشكی عصر فردوسی و باورهای اساطیری موجود در آن عصر باید ارزیابی كرد، نكته ی دیگر اینكه برای پرهیز از اطاله ی بیشتر كلام، حتی المقدور سعی شده است موضوعهای بیست و یك گانه ی مقاله به اختصار بیان شود.

بعد از این مقدمه میپردازیم به اصل مطلب:

1ـ پیدایش هنر پزشكی در دوران پادشاهی جمشید
فردوسی در شرح پادشاهی جمشید به كاربرد عطرها و فرآورده های گیاهی به عنوان دارو و پیدایش صنعت طب چنین اشاره می كند:

دگر بوهای خوش آورد باز — كه دارند مردم به بویش نیاز

چو بان و چو كافور و چون مشك ناب — چو عود و چو عنبر چو روشن گلاب

پزشكی و درمان هر دردمند — در تندرستی و راه گزند

كه « در تندرستی » با علم بهداشت و « راه گزند » با علم آسیب شناسی امروز قابل تطبیق است.

۲ـ سیمرغ نماد پزشك و حكیم چاره ساز
واژه ی سیمرغ مركب از «سئنه = saena» نام موبد پزشك وجراح معروف و «مرو = morve» به معنی مرغ در اوستا میباشد. این مرغ افسانهای در شاهنامه نماد پزشك و حكیمیست كه مشكلات عدیده ای ازجمله معضلات پزشكی را برطرف و موجب آرامش میشود. بهعنوان مثال زال نوزاد را كه از سوی پدرش سام طرد شده است، در كوه پرورش میدهد و سالها بعد وقتی همین زال از زایمان طبیعی همسرش رودابه در موقع به دنیا آوردن رستم ناامید و مضطرب است، سیمرغ با دادن مژده ی نوزاد سالم و نیرومند به او، ابرهای تیرهی غم را از خاطر او برطرف میكند:

چنین گفت سیمرغ كاین غم چراست — به چشم هژبر اندرون غم چراست

ازین سرو سیمینبر ماهروی — یكی شیر آید ترا نام جوی

3ـ عمل رستمی یا رستمزاد (سزارین Caesarean)
مهمترین و مشهورترین اشاره ی پزشكی شاهنامه، شرح تولد رستم از رودابه است كه به علت درشت بودن جثه ی نوزاد به دستور سیمرغ، موبد پزشكی او را با شكافتن پهلوی رودابه به دنیا میآورد.

فردوسی بیش از پنجاه بیت به تشریح جزییات تولد رستم اختصاص داده كه شرح آن خود مقاله ای جداگانه میطلبد و دراینجا فقط به سه بیت آن بسنده میشود، در بیت دوم به تابیدن سر بچه كه در اصطلاح پزشكی امروز مانور «ورسیون = version» نامیده میشود، به خوبی اشاره شده است:

بیاورد یكی خنجر آبگون — یكی مرد بینا دل پرفسون

شكافید بی رنج پهلوی ماه — بتابید مر بچه را سر ز را

چنان بیگزندش برون آورید — كه كس در جهان این شگفتی ندید

4ـ سیمرغ در نقش جراح
درجنگ رستم و اسفندیار، با توجه به زخمی شدن شدید رستم و رخش، خود سیمرغ شخصاً به معاینه ی زخمها پرداخته و با تخلیه خون زخمهای عمیق و با بیرون كشیدن پیكانها، زخمهای رستم و رخش را پانسمان میكند:

نگه كرد مرغ اندر آن خستگی — بدید اندرو راه پیوستگی

ازو چار پیكان به بیرون كشید — به منقار ازآن خستگی خون كشید

بر آن خستگیها بمالید پر — هم اندر زمان گشت با زیب و فر

در همین نبرد است كه سیمرغ با پی بردن به نقطه ی ضعف و آسیب پذیر اسفندیار رویین تن و راهنمایی رستم، جنگ با پیروزی رستم پایان میپذیرد.

5ـ فن هوشبری و به هوش آوری
فردوسی بارها به استفاده از می و داروی خواب آور به منظور بیهوش كردن اشاره میكند. در تولد رستم، سیمرغ به موبد پزشك دستور میدهد كه پیش از شكافتن پهلوی رودابه، ابتدا او را با می بیهوش كند:

نخستین به می ماه را مست كن — ز دل بیم اندیشه را پست كن

در داستان بیژن و منیژه هم به دستور منیژه، بیژن را با خوراندن داروی بیهوشی، مدهوش كرده وبه قصر منیژه می برند:

بفرمود تا داروی هوشب — پرستنده آمیخت با نوش بر

بدادند چون خورد می گشت مست — همان خوردن و سرش بنهاد پست

ودر قصر او را با گلاب، كافور، روغن و صندل به هوش میآورند:

بگسترد كافور بر جای خواب — همی ریخت بر چوب صندل گلاب

بیاورد روغن مر او را بداد — كه تا گشت بیدار و چشمش گشاد

چو بیدار شد بیژن و هوش یافت — نگاه سمنبر در آغوش یافت

6ـ نوشدارو و پادزهر
در اوستا «انوشا» ودر زبان پهلوی «انوش» به معنی بی مرگ آمده و در زبان فارسی هم «نوش» در مقابل زهر آمده و واژه ی نوشدارو مترادف با انوشا، انوش، پاد زهر و تریاق میباشد. این نوشدارو تنها در خزانه ی پادشاهان یافت میشده و زخمیها را از مرگ نجات میداده است . رستم نیز پس از دریدن پهلوی سهراب وقتی به هویت او پی برده، برای درمان زخم پسر از شاه كیكاووس تقاضای نوشدارو میكند:

ازآن نوشدارو كه در گنج تست — كجا خستگان را كند تندرست

به نزدیك من با یكی جام می — سزد گر فرستی هم اكنون به پی

فردوسی اشاره ای هم به پاد زهر دارد و در وصف پزشك هندی كه به درمان اسكندر مأموریت یافته بود ،چنین میگوید:

ز دانایی او را فزون بود مهر — همی زهر بشناخت از پادزهر

7ـ گیاهان دارویی
در پزشكی كهن داروها از گیاهان بدست میآمد و واژهی دارو از کلمه « دار» به معنی درخت ساخته شده است ( به وجه تسمیه ی پرندهی داركوب توجه شود ) وكلمات drug انگلیسی و drog فرانسه و داروی فارسی صورت تغییرشكل یافته واژه ی «داروگ» در زبان پهلویست. فردوسی درشرح پادشاهی انوشیروان به رفتن برزویه ی طبیب به هند جهت آوردن گیاهان طبی چنین اشاره می كند:

چو برزوی بنهاد سر سوی كوه — برفتند با او پزشكان گروه

برفتند هر كس كه دانا بدند — به كار پزشكی توانا بدند

گیاهان ز خشك و ز تر برگزید — ز پژمرده و هرچه رخشنده بود

در تولد رستم نیز موبد پزشك، به دستور سیمرغ مرهمی از كوبیدن گیاهی مخصوص و آمیختن آن با شیر و مشك و خشك كردن آن در سایه ، ساخته و بر زخم عمل رودابه میگذارد:

گیاهی كه گویمت با شیر و مشك — بكوب و بكن هر سه در سایه خشك

برآن مال از آن پس یكی پر من — خجسته بود سایه ی فر من

 

science14

نكته ی ظریف این دستور، توصیه به خشك كردن مرهم در سایه است تا خواص آن در اثر نور آفتاب و گرما از بین نرود، توصیه ای كه امروز هم در نگهداری داروها به قوت خود باقیست، گیاه طبی پرسیاوشان نیز به روایت شاهنامه از خون سیاوش رسته است:

به ساعت گیاهی از آن خون برست — جز ایزد كه داند كه آن چون برست

در بخش های دیگر مقاله نیز از كاربرد گیاهان دارویی صحبت شده است.

8ـ قطره چشمی
در لشكركشی كیكاووس به مازندران و جنگ او با دیو سپید و كور شدن چشم سربازان ایرانی (احتمالاً به وسیله ی گاز اشك آور سیر) رستم دیو سپید را كشته و موبد پزشكان با چكاندن خون جگر دیو سپید در چشم سربازان، آنها را درمان میكنند ( تداعی كننده وجود ویتامین A در جگر و تأثیر مثبت آن در بینایی ):

چنین گفت فرزانه مردی پزشك — كه چون خون او را بهسان سرشت

چكانی سه قطره به چشم اندرون — شود تیرگی پاك با خون برون

9ـ مهره التیام بخشی شاهان
شاهان ایران بربازوی خویش مهرهای داشتند كه هر زخمی را التیام میداد:

ز هوشنگ و تهمورث و جمشید — یكی مهره بود خستگان را امید

با این مهره است كه كیخسرو زخم مهلك «گستهم» پهلوان نامی را درمان میكند (مهره ی كیخسرو).

10ـ عنایت به اهمیت بیمارستان جندی شاپور
پس از اعدام مانی پاک به جرم دعوی پیامبری در شهر جندیشاپور، پیكرش را ابتدا در دروازه این شهر و سپس در جلوی دیوار بیمارستان جندی شاپور كه نقطه ی بسیار شاخص و مهم شهر بوده، آویزان می كنند:

بیاویختش از در شارسان — دگر پیش دیوار بیمارستان

11ـ تأثیر ژن و توراث در فرزند
حكیم طوس بارها به مقوله توراث تحت عنوان نژاد و گوهر اشاره كرده وبه نقش ژن در خلق وخوی و اصالت فرد توجه داد:

چنین گفت كز پاك مام و پدر — یكی شاخ شایسته آید به بر

كرا گوهر تن بود با نژاد — نگوید سخن با كسی جز به داد

12ـ نشانه شناسی بیماری Albinism (زال تنی)
در این بیماری ارثی چون رنگدانه سیاه ملانین در پوست ساخته نمیشود، تمام موهای بدن سفید و پوست هم سفید مایل به صورتیست. چون پدر رستم نیز دچار این اختلال بوده است، اورا زال (زال زر) مینامند.فردوسی نشانه ی زالی را چنین بیان می كند:

ز مادر جدا شد بدان چند روز — نگاری چو خورشید گیتی فروز

به چهره چنان بود برسان شید — و لیكن همه موی بودش سپید

13ـ شرایط پزشك
یكی از شرایط پزشك موفق تندرستی خود اوست:

پزشكی كه باشد به تن دردمند — زبیمار چون باز دارد گزند

14ـ مشاوره پزشكی
علاوه برسیمرغ كه در موارد حساس نقش پزشك مشاور دارد، خود پزشكان هم گاهی با هم به مشاوره مینشینند:

پزشكان فرزانه گرد آمدند — همه یك به یك داستانها زدند

ز هر گونه نیرنگها ساختند — مرآن درد را چاره نشناختند

حتی گاهی از اقصی نقاط دنیا پزشكان با هم تبادل نظر می كنند:

پزشكان كه از هند و از روم و چی — چه از شهر توران و ایران زمین

15ـ پزشك در نقش سفیر صلح
برای پیشگیری از حمله اسكندر به هند، «كید» شاه هند طبیبی دانا برای درمان اسكندر میفرستد، پزشك با درمان موفقیت آمیز اسكندر، از موقعیت ممتازی برخوردار میشود و مانع حمله اسكندر به قلمروی «كید» می شود:

ورا خلعت و نیكوییها بساخت — زدانا پزشكان سرش بر فراخت

16ـ تأكید به دادن شرح حال درست از سوی بیمار
هرآنكس كه پوشید درد از پزشك — زمژگان فرو ریخت خونین سرشك

17ـ نقش ورزش در تندرستی
زنیرو بود مرد را راستی — ز سستی كژی زاید و كاستی

18ـ پرهیز از پر خوری
نباشد فراوان خورش تندرست — بزرگ آن كه او تندرستی بجست

مكن در خورش خویشتن چارسو — چنان خور كه نوزت بود آرزو

19ـ تأثیر سوء شراب در گفتار وتصمیم گیری
كسی كو خورد داروی بیهشی — نباید گزیدن جز از خامشی

به مستی بزرگان نبندند بند — بویژه كسی كو بود ارجمند

20ـ پرهیز از بیش فعالی جنسی
چو افزون شود كاهش افزون بود — ز سستی تن مرد بی خون بود

21ـ خشم مایه پشیمانی و افسردگی
چو خشم آوری هم پشیمان شوی — به پوزش نگهبان درمان شوی

اشارات پزشكی، دارویی و بهداشتی بالا در شاهنامه نكاتیست كه نظر من پزشك را به خود جلب كرد، به احتمال قوی كسانی كه انس بیشتری با این اثر بزرگ دارند، با نگاه جستجوگر كنجكاوتری میتوانند به نكات دیگری در همین مقوله دست یابند.

منابع:
1ـ شاهنامه، حكیم ابوالقاسم فردوسی، به كوشش محمد دبیر سیاقی.
2ـ کشف الابیات شاهنامه فردوسی، تدوین محمد دبیر سیاقی.
3ـ تاریخ پزشكی و درمان جهان از آغاز تا عصر حاضر، محمد تقی سرمدی، جلد اول.
4ـ سخنرانی و بحث درباره شاهنامه فردوسی، جلد سوم، سخنرانی دكتر محمود نجم آبادی.
5ـ آیین ها در شاهنامه فردوسی، تالیف محمد آبادی باویل.

6ـ نامه باستان، دكتر میرجلال الدین كزازی.

http://fa.parsiteb.com


شهری که هیچ کس در آنجا اجازه ی مردن ندارد

science15

زندگی در شهر کوچک لانگیربینِ نروژ، کمی عجیب است. این شهر شمالی ترین شهر کره ی زمین است. در این سرزمین دمای هوا هیچوقت از شش درجه ی سانتیگراد بالاتر نمی رود و در زمستان هم سه ماه تاریکی انتظار مردم این شهر را می کشد.

science16

لانگیربین سرزمین خرس های قطبی است و به همین خاطر هم همه ی ساکنین شهر همیشه با خودشان اسلحه حمل می کنند. از همه عجیب تر این که هیچکس حق ندارد در این شهر بمیرد!اگر کسی در این شهر به سختی مریض شود، سریعا با کشتی یا هواپیما به سایر نقاط نروژ منتقل می شود تا آخرین روز های عمرش را در آنجا بگذراند. اگر هم کسی به طور اتفاقی در این شهر کشته شد، هرگز در این شهر دفن نمی شود

 

LONGYEARBYEN SVALBARD NORWAYS LANDSCAPES

 

لانگیربین قبرستان کوچکی دارد که حدود 70 سال است که کسی در آن دفن نشده است. البته این کار دلیل دارد. 70 سال پیش
دانشمندان متوجه شدند به خاطر این که خاک لانگیربین پرمافراست است، اجساد در آن تجزیه نمی شوند. در علم زمین شناسی
پرمافراست به خاکی گفته می شود که دمای آن همواره برابر با نقطه ی انجماد آب و یا پایین تر از آن است

science18

اما با این که کسی حق ندارد در لانگیربین بمیرد، این شهر خودش را برای بلایای طبیعی جهانی آماده کرده است
هوای سرد و خاک پرمافراست لانگیربین باعث شده است که این شهر مکان مناسبی برای «خزانه جهانی بذر سوالبارد»
باشد. خزانه جهانی بذر سوالبارد، انباری است که در آن بذر بیش از 750000 محصول غذایی ذخیره شده است تا در
هنگام بلایایی مثل خشکسالی، آفت زدگی، گرم شدن کره ی زمین و جنگ، نسل آن ها منقرض نشود.

science19

شهر لانگیربین قوانین عجیب دیگری هم دارد. داشتن گربه در این شهر ممنوع است و در هیچکدام از مغازه های این شهر غذای گربه یافت نمی شود. دلیل آن هم این است که گربه ها جمعیت پرنده های این شهر را تهدید می کنند

 

science20

 

حدود 3000 خرس قطبی در لانگیربین زندگی می کنند و ساکنین این شهر همواره در خطر حمله ی خرس های قطبی قرار دارند
به همین خاطر اولین چیزی که در مدرسه به دانش آموزان یاد می دهند این است که چگونه با اسلحه به خرس قطبی شلیک کنند

science21

ما با این حال شکار خرس قطبی در این شهر ممنوع است با این که همه ی شهروندان در این شهر باید با خود اسلحه حمل کنند، بردن
اسلحه به ساختمان های عمومی شهر مثل سوپرمارکت ها ممنوع است. جلوی در برخی از مغازه ها تابلویی وجود دارد که روی آن
نوشته شده است: “تمامی خرس های قطبی داخل این مغازه قبلا کشته شده اند. لطفا اسلحه ی خود را به داخل نیاورید.

science22

 

science23

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نخستين دستگاه تشخيصي سرطان در كشور رونمايي شد

با افتتاح نخستين دستگاه pet scan در كشور كه گران‌ترين و حساس‌ترين دستگاه تصوير‌برداري در دنيا به شمار مي‌آيد، بيماران سرطاني از اعزام به خارج براي تشخيص و درمان سريع بي‌نياز شدند. روز گذشته و در مراسم رونمايي از اين دستگاه در بيمارستان مسيح دانشوري كه با كمك خيرين كشور از كمپاني جنرال الكتريك خريداري شده، دكتر علي اكبر ولايتي، رييس بيمارستان مسيح دانشوري درباره كاركرد اين دستگاه توضيح داد: «اين دستگاه از دو بخش تشكيل شده. بخش اول، سايكلوترون است كه در سايكلوترون، ماده‌يي با تركيب فلوئور و گلوكز توليد مي‌شود. وزن اتمي فلوئور راديو اكتيو در حالت عادي 19 بوده اما اين دستگاه فلوئور 18 توليد مي‌كند كه يك عنصر ناپايدار بوده و در فعل و انفعالي با گلوكز تركيب شده و 18-FDGتوليد مي‌شود. 18- FDG به رگ بيمار مشكوك به سرطان تزريق شده و در حالي كه حدود 85 درصد كاربرد اين دارو در سرطان‌ها و 15 درصد هم در تشخيص بيماري‌هاي قلبي و مغزي موثر است، پس از پراكندگي در سراسر بدن، اولا مركز سرطان را science24مشخص مي‌كند كه البته امكان اين تشخيص با ساير دستگاه‌ها هم ممكن است اما مهم‌تر آن است كه در هر نقطه از بدن از مغز تا استخوان‌ها و اعضا و احشاي بدن، حتي با قطر تقريبا نيم سانتي‌متر اگر هم متاستازي داده شده باشد، با تزريق اين ماده و تصوير سراسري كه از بدن گرفته مي‌شود، مراكز ضايعه ديده مشخص مي‌شود زيرا گلوكز، ماده اصلي مورد مصرف متابوليسم سلول‌هاست و سلول‌هاي سرطاني فعاليت بيشتري دارند و مقدار بيشتري از ماده گلوكز نشان‌دار را جذب مي‌كنند. پس از جذب بيشتر، روي فيلم راديولوژي تصوير مشخص‌تري ظاهر شده و عملا محل متاستاز معلوم مي‌شود. در عين حال كه سه بعدي بودن تصوير، ابعاد مختلف محل ضايعه را هم به‌طور دقيق‌تري به جراح نشان داده بنابراين، جراحي آسان‌تر صورت مي‌گيرد. علاوه بر آنكه اين دستگاه در كنترل شيمي‌درماني هم موثر است زيرا ميزان تاثير داروي ضدسرطان و از بين رفتن ضايعات يا باقي ماندن آنها با تصوير‌برداري توسط اين دستگاه مشخص مي‌شود. همچنين با استفاده از بعضي تركيبات راديو اكتيو با ساير مواد نشان‌دار مثل كربن و ازت، مي‌توان براي تشخيص برخي بيماري‌هاي قلبي هم استفاده كرد در عين حال كه ميزان پيشرفت آلزايمر و آينده بيماري در مبتلايان آلزايمر هم با اين دستگاه قابل تعيين و شناسايي است. در نهايت كه اين دستگاه از امكان توليد انواع مواد راديو اكتيو براي نشان‌دار كردن مواد و تزريق آن برخوردار بوده و در زمره پيشرفته‌ترين دستگاه‌هايي است كه در اين زمينه در دنيا ساخته شده است. البته ميزان مواد راديواكتيوي كه اين دستگاه توليد مي‌كند اضافه بر مصرف اين بيمارستان بوده و قابليت انتقال به چهار يا پنج بيمارستان ديگر در شهرهايي مانند اصفهان و شيراز را دارد مشروط بر آنكه از حمل هوايي استفاده شود زيرا عمر مفيد اين دارو يك الي دو ساعت است.» دكتر حسن ابوالقاسمي، رييس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي هم در مراسم رونمايي از اين دستگاه يادآور شد: «راه‌اندازي اين دستگاه يك خدمت مكمل است و درباره بيماراني كه براي تشخيص دقيق و سرايت تومور ترديد وجود داشت، كاربري دارد. هرچند ترويج اين تكنولوژي گران در كشور بسيار ضروري بوده اما براي تمام بيماران كاربرد ندارد بلكه با استفاده از راهنماي باليني در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي فقط بايد براي افرادي استفاده شود كه امكان تشخيص بيماري‌ آنها با ساير دستگاه‌ها ممكن نباشد.»اما با وجود آنكه دست اندركاران تخصيص ارز به خدمات و تجهيزات پزشكي به اهميت وجود اين دستگاه واقف بوده‌اند، رضا نيري، رييس مجمع خيرين سلامت در اين مراسم از كارشكني‌هاي بانك مركزي در ايجاد تسهيلات ارزي خبر داد در حالي كه به گفته وي، تمام هزينه خريد اين دستگاه از سوي خيرين تامين شده است. نيري گفت: «طبق قراردادي كه خيرين با بانك مركزي منعقد كردند، قرار شد ارز مرجع هزار دلار و متناسب با درهم عربستان براي خريد دستگاه pet scan پرداخت شود اما امروز اعلام مي‌كنند كه بايد اين هزينه را با ارز آزاد و اقساط را با سه برابر قيمت پرداخت كنيم. البته تا پيش از اين سختگيري‌ها برخي از خيرين اعلام كردند كه مي‌توانند پنج دستگاه از اين نوع را خريداري كنند اما پس از گذشت مدتي ما از كرده خود پشيمان شديم. با اين حال از سازمان انرژي اتمي، وزارت بهداشت و كساني كه مجوزهاي لازم را دادند تشكر مي‌كنيم اما برخوردهاي بانك مركزي با خيرين واقعا جاي تعجب دارد. البته ما به مراجع مختلفي مراجعه و اعلام كرديم كه نبايد اين‌گونه پرداخت شود چرا كه سه نفر از خيرين، سرمايه‌گذاري 10 ميلياردي كرده‌اند و حالا به چه دليلي بايد سه برابر آن را بپردازند كه متاسفانه كسي پاسخگو نيست و ضررش را مردم مي‌پردازند.»در پي اين انتقاد، دكتر ولايتي هم از بدقولي بانك مركزي در اختصاص ارز مرجع انتقاد كرد و افزود: «راه‌اندازي اين سامانه با كمك خيرين حوزه سلامت انجام گرفته و قرار بود بر اساس ارز مرجع و به صورت اقساط بانك مركزي به خيرين كمك كند. اما متاسفانه به نظر مي‌رسد بانك مركزي قول خود را فراموش كرده و با ارز مرجع كه قيمت آن سه برابر شده با خيرين طرف حساب شده است. در حالي كه بايد به‌گونه‌يي عمل كرد كه خيرين تشويق شوند نه تنبيه. بنابراين از وزارت بهداشت مي‌خواهيم كمك كند تا همان قولي كه بانك به ما داده است را عملي كند چرا كه تمام هزينه‌هاي ريالي اين دستگاه‌ها را خيرين متقبل شده‌اند.»كارشكني بانك مركزي در كمك به خيرين در حالي است كه محمدرضا مسجدي، قائم‌مقام بيمارستان مسيح دانشوري هم ضمن اشاره به كاهش اعزام بيماران نيازمند به تركيه، دوبي، مالزي و بنگلادش در پي راه‌اندازي نخستين سامانه تشخيصي و تصوير‌برداري pet scan در كشور يادآور شد: «فناوري توليد راديو داروي 18-FDG توسط سيكلوترون بيمارستاني و دستگاه pet scan در اختيار سه شركت امريكايي و هلندي است. توليد مواد هسته‌يي سيكلوترون نيز توسط اين شركت‌ها تهيه مي‌شود اما همه آنها بايد مجوز خود را از طريق امريكا دريافت كنند بنابراين تهيه اين دستگاه براي كشور بسيار دشوار بوده است. خيرين براي راه‌اندازي اين فناوري 400 ميليون تومان تعهد كرده‌اند در حالي كه تا پيش از اين، بيماراني كه از ايران براي انجام عكسبرداري با دستگاهpet scan به دوبي اعزام مي‌شدند، 14 ميليون تومان پرداخت مي‌كردند. همچنين دو بيمارستان تركيه كه طرف قرارداد ايران براي پذيرش بيماران ايراني هم هستند بابت انجام اين عكسبرداري، يك هزار و 200 الي يك هزار و 400 يورو، دريافت مي‌كردند كه اين هزينه براي بسياري از بيماران قابل پرداخت نيست.»در حالي كه به گفته مسوولان وزارت بهداشت، تهيه اين دستگاه تصوير‌برداري، بيش از 10 ميليارد دلار هزينه داشته، مسجدي يادآور شد كه «راه‌اندازي اين مجموعه توسط مهندسان سوئدي، ايتاليايي و فرانسوي صورت گرفته است.»بنفشه سام گيسetemadnewspaper.i

کشف نشانه‌های زندگی در “سیاره‌ سرخ”

 

کاوشگر فضایی “کیوریاسیتی” هفت ماه پس از آغاز عملیات خود در گودال گیل سیاره‌ی مریخ به چند ماده‌ی شیمیایی دست یافته است که می‌توانند بر وجود آب و امکان زندگی میکرواورگانیسم‌ها در گذشته‌ی این سیاره دلالت کنند.

پژوهشگران سازمان فضایی آمریکا، ناسا، اعلام کردند که در نتیجه‌ی تجزیه و تحلیل گردی از درون یک صخره‌ی قدیمی واقع در سیاره‌ی مریخ، می‌توانند وجود زندگی در این سیاره را ثابت کنند. مریخ‌نورد “کیوریاسیتی” (کنجکاوی) این گرد را که ترکیبی از سولفور، نیتروژن، هیدروژن، اکسیژن، فسفر و کربن است، یک ماه پیش از سطح سنگی واقع در بستر یک رودخانه‌ی قدیمی در این سیاره استخراج کرده بود
.
بر این اساس، پژوهشگران می‌توانند وجود آب و مواد معدنی لازم برای پیدایی حیات میکرواورگانیسم‌ها (ریزاندامگان‌ها) در مریخ را ثابت کنند. بر پایه‌ی گزارش ناسا، PH این آب، خنثی و فاقد مواد اسیدی بوده است. بسیاری از صخره‌هایی که پیش‌تر از سوی کاوشگرهای ناسا مورد بررسی قرار گرفته بودند، حاوی اثراتی نشانگر آب اسیدی بودند.

جان گروتزینگر، رئیس گروه پژوهش ناسا روز ۱۲ مارس (۲۲ اسفند) در این رابطه گفت: «آب موجود در این سیاره چنان خالص بوده که اگر ما در آن‌جا می‌بودیم، می‌توانستیم آن را بنوشیم.» گروتزینگر تاکید کرد که هنوز درباره‌ی زمان زندگی این میکرواورگانیسم‌ها و چگونگی پیدایی آن‌ها تحقیق نشده است. او هم‌چنین افزود: «ما هنوز نمی‌دانیم که آیا در آن هنگام زمین قابل زیست بوده است یا نه.»

کشفی بزرگ

با آن که هدف اصلی ماموریت پنج میلیارد دلاری مریخ‌نورد “کنجکاوی” تنها اثبات وجود زندگی در مریخ نیست، با این حال کارشناسان فضایی از این کشف به عنوان “مهم‌ترین هدف کیوریاسیتی تا کنون” نام می‌برند. تا پایان بخش اصلی ماموریت این کاوشگر فضایی که درحال گرد آوری نشانه‌های تعیین‌کننده‌ی وجود آب در گودال گیل است،  ۱۷ ماه دیگر باقی است. بر پایه‌ی بررسی نتایج مجموعه اطلاعاتی که کیوریاسیتی تا کنون به ناسا فرستاده است، پژوهشگران سازمان فضایی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که زمانی در این سیاره‌ی سرخ، رودخانه‌ای جاری بوده که ژرفای برخی از بخش‌های آن به یک متر هم می‌رسیده است.
ادامه‌ی کاوش‌های مریخ‌نورد “کیوریاسیتی” که قرار بود به سوی بخش جنوبی گودال گیل حرکت کند، به دلیل این کشف مهم به تاخیر افتاده است.

مریخ که به آن “بهرام” هم می‌گویند، سیاره‌ی سرخ‌فام سامانه‌ی خورشیدی است که یک دوم زمین، قطر دارد و مساحت سطح آن برابر با مساحت خشکی‌های روی زمین است.

طراحی سایت و سئو توسط شرکت رایانمهر افرانت