اطلاعات تماس با دکتر جمشید دونلو متخصص مغز و اعصاب ام اس و سردرد


ميدان فاطمي بيمارستان سجاد درمانگاه مغز و اعصاب صبح روزهاي فرد و عصر ١و٣و٤شنبه ٢-٥عصر تلفن ٨٨٩٥٧٣٩١-٦

رقصی میانه میدان

استانبول يكي از زنده‌ترين شهرهاي خاورميانه است. هرچند كه سال‌ها قبل نخست‌وزير فقيد لبنان؛ رفيق حريري تلاش كرد با صرف هزينه بسيار و البته از جيب مردم، بخش اروپايي‌نشين بيروت را چنان بازسازي كند كه بتواند به مصاف استانبول بيايد، اما زيبايي و زندگي استانبول يك ميراث بكر و طبيعي است كه بدل‌سازي نشده. نيازي هم نبوده. بيروت جنگزده و پر از تبعيض و تفرعن كجا و استانبول صميمي و خالص و بي‌غش كجا؟ مانند اين است كه بخواهيد ناشيانه اسپرسو را با قهوه ترك به رقابت فرابخوانيد. جريان زندگي در استانبول، شب و روز ندارد. در هر ساعت از شبانه‌روز زندگي در اين شهر جاري است. شايد البته با بي‌انصافي كمرنگي؛ در بخش اروپايي شهر. اغلب بناهاي تاريخي در همين بخش واقع شده و مراكز خريد و حتي محل تجمع و سكونت ايراني‌ها

هم در بخش اروپايي است. بهترين و گران‌ترين هتل‌ها و چند سفارتخانه و حتي ميدان مشهور تقسيم. در بخش غير اروپايي شايد بتوانيد از طبيعت سرسبز و خلوت از غير البته لذت بيشتري ببريد زيرا توريست‌ها چندان علاقه‌يي به اين سوي شهر ندارند.
خاطرم هست كه چند سال قبل در اثناي بازي دو تيم فوتبال در استانبول بودم. يكي از تيم‌ها برنده شد. ساعت حوالي 9 شب بود. پياده‌روي در خيابان‌هاي استانبول از آن دست غنايمي است كه ارزش آن را با هيچ چيز نبايد برابر كنيد. در حين حظ بردن از اين غنيمت ناگهان با خيل سيل‌مانند جمعيتي خودم را رودررو ديدم كه شعار شادي و غريو پيروزي سر داده بودند. همسو شدن يك توريست با اتفاقات شهري استانبول تقريبا غير قابل گريز است. هيچ نيازي هم نداريد كه به زبان تركي استانبولي آشنايي داشته باشيد. لبخند، زبان مشترك ساكنان استانبول است با هر غريبه بيگانه با زبان بومي‌شان. مطمئن باشيد كه تا نيمه‌هاي شب و حتي نزديك به سپيده‌صبح مي‌توانيد در خيابان‌هاي استانبول بيتوته كنيد بدون آنكه نگران از دست رفتن امنيت و آرامش‌تان باشيد. اتفاقي كه در شهرهاي خاورميانه بسيار كم مي‌توان سراغ گرفت. دوباره گريزي مي‌زنم به خاطره‌ام از بيروت؛ شهري كه حداقل، 3 دهه قبل به عروس خاورميانه شهره بود. اما در همين بيوه خاورميانه امروز، شما كه يك غريبه هستيد بايد همواره از وجود پاسپورتتان در جيب و كيف‌تان مطمئن شويد چون معلوم نيست در كدام كوچه و خيابان مورد سوال پليسي قرار مي‌گيريد كه بودن شما در شهر پرآشوب و ناآرامش، علامت سوالي را در ذهن سياست‌ورزش رسم كرده است.

در استانبول چنين نيست. حتي زبان ايما و اشاره كافي است تا بتوانيد با مردم شهر ارتباط برقرار كنيد و راه و چاه گشت و گذار در شهر رنگارنگ‌شان را جويا شويد.

اگر مسافر استانبول باشيد و بخواهيد در كنار خريد و تماشاي سواحل درياي مرمره و رفتن به كافه‌ها و خوردن غذاهاي تركي يادگاري متفاوت در ذهن‌تان ثبت كنيد، مي‌توانيد به تماشاي رقص سماع برويد. مكان برگزاري رقص سماع در شهر استانبول ايستگاه قديمي قطار است كه مي‌توانيد با كرايه كردن يك تاكسي خود را به ايستگاه قديمي قطار برسانيد. اما اگر نخواهيد چنين رقمي را براي رفت و آمد هزينه كنيد مي‌توانيد به ميدان مركزي استانبول كه به ميدان تقسيم موسوم است رفته و با خريد دو بليت تراموا براي رفت و برگشت به ايستگاه قديمي قطار برويد.

مراسم سماع در شهر استانبول سه روز در هفته اجرا مي‌شود. روزهاي سه‌شنبه، جمعه و يكشنبه. بليت اين مراسم را هم مي‌توانيد از محل اقامت خود در استانبول رزرو كرده يا ساعتي قبل از شروع برنامه به همان ايستگاه قديمي برويد و در محل، بليت را خريداري كنيد. مراسم سماع ساعت 30/19 عصر آغاز مي‌شود و يك ساعت طول مي‌كشد. در سالن مربع شكلي كه در سه ضلع آن سه رديف صندلي چيده شده و ضلع چهارم محل نشستن نوازندگان موسيقي سماع است. نوازندگان سماع عود/ قانون/كمانچه/ دايره و ني مي‌نوازند و برنامه با اجراي موسيقي عرفاني كه به تناسب محل اجرا نواهاي تركي استانبولي است آغاز مي‌شود و اين موسيقي نيم ساعت از برنامه را تشكيل مي‌دهد. پس از اين موسيقي ويژه سماع آغاز مي‌شود. كه همزمان با آغاز موسيقي مي‌توانيد گشودن در منبت‌كاري‌شده‌يي در گوشه سالن را شاهد باشيد كه رقصندگان سماع يك به يك از آن وارد مي‌شوند. پنج مرد كه لباس سفيد و بلند به تن دارند و كلاهي مخروطي شكل بر سر گذاشته‌اند. (لباس سفيد در مراسم سماع و البته در ميان صوفيان به كفن نفس انسان و كلاه مخروطي به سنگ قبر انسان تعبير مي‌شود.) رقصندگان پس از اداي احترام به استاد – شيخ – كه يكي از ميان همان پنج نفر است اجازه مي‌يابند كه به سماع بپردازند. در حالي كه موسيقي نواخته مي‌شود به آهستگي قدم برمي‌دارند. حول يك دايره فرضي و سپس چرخيدن را به آرامي آغاز مي‌كنند. دست‌هايشان به شكل ضربدر بر سينه است و در حال چرخيدن دست‌ها به آرامي از هم گشوده مي‌شود. دست راست به سمت آسمان و دست چپ به سوي زمين جهت مي‌گيرد. گردن‌شان روي شانه خم شده و چشم‌ها بسته است و تا پايان اجراي موسيقي اين چرخيدن ادامه دارد. به نشانه گردش كائنات و هر آنچه در آن است به سوي خالق هستي.

صوفيان، رقص سماع را به مولانا جلال‌الدين محمد بلخي منسوب مي‌دانند. شاعر ايراني كه در قرن هفتم هجري قمري در شهر بلخ به دنيا آمد و در شهر قونيه از دنيا رفت و تولد سماع را به آن روز نسبت مي‌دهند كه مولانا در بازار زرگران قدم مي‌زد كه از شنيدن ضرباهنگ چكش و سندان الهامي به ذهنش آمد و او همگام با نواي ضربه‌ها به رقص و چرخيدن پرداخت در حالي كه هيچ نمي‌ديد. اين چرخ و از خود بي‌خودي از ظهر تا غروب بي‌وقفه ادامه يافت و مولانا از آن به تماشاي خالق هستي ياد كرد. البته دولت تركيه با برگزاري مراسم سماع موافق نيست زيرا آن را فعاليتي منسوب به اقليت مي‌داند كه مي‌تواند به فرقه‌گرايي منجر شود. پيشينه اين مخالفت هم به سال‌هاي پس از جنگ جهاني اول بازمي‌گردد كه با ايجاد دولت جمهوري در تركيه – سال 1925 – صوفيان مولويه به عنوان يك فرقه ارتجاعي از سوي دولت آتا ترك معرفي شدند و به همين سبب اجازه هرگونه فعاليت و برگزاري مراسم از آنان سلب و به دستور آتاترك تمام خانقاه‌ها تعطيل شد. اما زماني حدود 50 سال پيش دولت تركيه موافقت كرد كه مراسم سماع مي‌تواند براي گردشگران خارجي اجرا شود مشروط بر آنكه به دور از هرگونه اصرار بر صوفي‌گرايي باشد. بنابراين آنچه امروز در تركيه موسوم به سماع است يك مراسم نمادين است و رقصندگان سماع صرفا حرفه‌يي را انتخاب كرده‌اند كه شايد اين انتخاب از سر نياز به گذران زندگي است و نه از ميل باطن و خواهش دل. رقصندگاني كه نه عارفند و نه صوفي. نام آنان در فهرست كارمندان دولت به ثبت رسيده و پس از پايان دوران خدمت بازنشسته مي‌شوند تا در ازاي 30 سال انجام وظيفه حقوق بازنشستگي دريافت كنند. جالب آنكه قيمت بليت مراسم سماع از بليت يك كنسرت كلاسيك در مركز فرهنگي آتاترك گران‌تر است. حداقل، پنج برابر گران‌تر. آن هم در حالي كه كنسرت‌هاي كلاسيك و اركسترال در اين مركز فرهنگي كه يكي از باشكوه‌ترين و جامع‌ترين مراكز موسيقي در خاورميانه است، توسط اركستر استانبول اجرا مي‌شود كه پيشينه و توان اين مجموعه بر هيچ كس پنهان نيست.

شما مي‌توانيد در استانبول با ارزان‌ترين قيمت‌ها شاد شويد و از سفر خود لذت ببريد. شايد اين هوشمندي دولت‌هاي وقت تركيه بوده كه چنين، گردشگر را مورد توجه و محبت قرار داده‌اند كه اقسام خواسته‌ها و امكانات مورد نياز يك توريست را با قيمت‌هاي متفاوت اما تقريبا با كيفيت مشابه چنان فراهم كنند كه گردشگر، در واپسين لحظاتي كه در فرودگاه آتاترك به چك كردن بار و ابنيه خود مشغول است، انديشه رجعتي دوباره را هم به ذهن بياورد. انواع اطعمه و اشربه و پوشاك و اقلام فرهنگي و هنري هم مي‌تواند در مراكز خريد گران‌قيمتي تهيه شود كه وقتي از ورودي مركز خريد فقط نگاهي به نام‌هاي حك شده بر تابلوها نگاه مي‌كنيد، ترجيح مي‌دهيد يك پياده‌روي آرام در پياده‌روهاي مزين به شمعداني‌هاي سرخ داشته باشيد تا كه پشت ويترين فروشگاه‌ها نگاه‌تان از مشاهده بعضي قيمت‌ها، مثل نفس‌تان حبس شود ولي با گشت مختصري و صرف وقت مختصرتري در بازارهاي روز استانبول، مي‌توانيد صاحب زيباترين‌هاي به يادماندني از شهري شويد كه به واسطه هوشمندي دولت در بذل احترام به گردشگر، پايتخت فرهنگي اروپا نام گرفت. سفر به استانبول، خاطره‌يي است كه در ذهن هر گردشگر مي‌ماند. البته اگر ايراني باشيد شايد خوشي اين خاطره كمي طعم حسرت بگيرد. همسايه شرقي تركيه از باب قدمت تاريخي و بهره‌مندي از هنر و معماري غني حتي به اندازه سر سوزني كم ندارد. اما فقط نگاهي به آمار ورودي گردشگران دو كشور بيندازيد. يا كه آسان‌تر، سرعت اينترنت، امكانات هتل‌ها، تنوع ديدني‌ها و شنيدني‌ها، طرز نگهداشت اماكن و موجودات تاريخي، طرز مواجهه مردم با شهر محل سكونت‌شان و حتي چيدمان فرهنگي ويژه جلب گردشگر را در دو كشور با هم مقايسه كنيد. شما هم تلخي طعم حسرت را حس مي‌كنيد.

بنفشه سام‌گيس

http://etemadnewspaper.ir

طراحی سایت و سئو توسط شرکت رایانمهر افرانت