اطلاعات تماس با دکتر جمشید دونلو متخصص مغز و اعصاب ام اس و سردرد


ميدان فاطمي بيمارستان سجاد درمانگاه مغز و اعصاب صبح روزهاي فرد و عصر ١و٣و٤شنبه ٢-٥عصر تلفن ٨٨٩٥٧٣٩١-٦

بزرگ ترین اقتصاد جهان؟

برای اولین بار در مدتی بیش از ۱۴۰ سال، آمریکا عنوان بزرگ ترین اقتصاد جهان را از دست داده است. صندوق بین المللی پول می گوید اکنون این عنوان به چین تعلق گرفته است. ولی ارقام و آماری که به این نتیجه گیری منجر شده تا چه اندازه قابل اعتماد است؟

طبق تخمین صندوق بین المللی پول، ارزش اقتصاد چین اکنون معادل۱۷.۶ تریلیون دلار است که از ارزش اقتصاد آمریکا یعنی ۱۷.۴تریلیون دلار، اندکی بیشتر است.

از سال ۱۸۷۲ که آمریکا از نظر قدرت اقتصادی، بریتانیا را پشت سر گذاشت، این اولین بار است که عنوان بزرگ ترین اقتصاد جهان را از دست می دهد.

صندوق بین المللی پول، این آمار را با استفاده از اهرم برابری قدرت خرید، به دست آورده که بر اساس آن می شود مقایسه کرد قدرت خرید پول شخص در کشورهای متفاوت تا چه اندازه است. از آنجا که هزینه زندگی در چین کمتر است، قدرت خرید پول شخص در چین بیشتر از آمریکا است. به همین جهت صندوق بین المللی پول قدرت اقتصادی چین را مطابق با این برابری افزایش داده است.

صندوق بین المللی پول، در محاسبه خود به این نتیجه رسیده که بدون این تطبیق، ارزش اقتصاد چین یا تولید ناخالص داخلی این کشور، به مراتب کمتر از رقم اعلام شده یعنی حدود ۱۰.۳ تریلیون دلار خواهد بود.

 

ولی تا چه اندازه می توان به صحت ارقام تولید ناخالص داخلی که دولت چین انتشار می دهد اعتماد کرد؟ حتی لی ککیانگ، نخست وزیر چین در معتبر بودن آمار دولت های گذشته چین ابراز تردید کرده است.

یک تلگراف وزارت خارجه آمریکا که در سال ۲۰۰۷ از حالت محرمانه درآمد، حاکی از این است که آقای لی که در آنوقت دبیر کل حزب کمونیست استان لیااونینگ بود به سفیر آمریکا در پکن گفته بود آمار مربوط به تولید ناخالص داخلی چین ساختگی و تنها برای استناد به آن است.

ولی ماتیو کراب، نویسنده کتابی که در آن معمای ارقام اقتصادی پیچیده چین را می شکافد، می گوید چین با یک میلیارد و ۳۶۰میلیون نفر جمعیت واقعا باید بزرگ ترین اقتصاد جهان باشد. او بیش از ۲۰سال را صرف بررسی ارقام و آمار چین و حقیقتی که پشت آنها نهفته، کرده است.

ماتیو کراب، خاطر نشان می کند که اگر شما به قدرت سرانه خرید مردم نگاه کنید ( تقسیم ارزش تمام کالاها و خدماتی که یک ملت درطول مدت معینی تولید کرده به جمعیت آن کشور) در آن موقع حتی اگر برای تطبیق، برابری قدرت خرید در چین را افزایش دهید، می بینید که چین با درآمد سرانه ۱۱۸۶۸ دلار نه تنها از آمریکا با درآمد سرانه ۵۳۰۰۱ دلار، عقب تر است، از ترکمنستان با ۱۲۸۶۳ دلار درآمد سرانه و سورینام با درآمد سرانه ۱۶۰۸۰ دلار، عقب تر است.

مشکل اندازه گیری دقیق حجم اقتصاد

به این ترتیب اندازه گیری دقیق حجم اقتصاد یا حتی بخشی از اقتصاد چین تا چه حد آسان خواهد بود؟

 

ماتیو کراب، می گوید این اندازه گیری کار چندان آسانی نیست: “یکی از نکات مهمی که باید به آن توجه کرد، تحریف آمار و ارقام در سطح روستاها و ایالات است و هر چه زنجیر تهیه این آمار توسعه می یابد، به همان اندازه ارقام بزرگ تر می شوند. سالیان دراز ارقام مربوط به تولید ناخالص داخلی هر ایالت از جمع کل تولید ناخالص ملی بیشتر بود که از نظر منطقی و محاسبه ریاضی نمی تواند درست باشد.”

به عقیده آقای کراب، بخشی از این مغایرت ارقام، ناشی از فساد مالی است؛ ولی وسعت کشور و نرخ رشد فزاینده به این تفاوت آمار کمک کرده است.

آمار غلط تولید ناخالص داخلی موجب پی آمدهای جدی برای شرکت هایی شده که سرمایه گذاری های خود را برپایه این آمار قرار داده اند. ماتیو کراب یک نمونه هشداردهنده را تعریف می کند:

“در سال ۲۰۰۶ دولت چین ارقام تولید ناخالص داخلی و محاسباتی که این ارقام بر اساس آن بودند، از جمله ارزش بازار خرده فروشی ها را اعلام کرد. در آن موقع کسانی که با بازار خرده فروشی ارتباط داشتند، متفق القول بودند که هیچ کس از حجم واقعی بازار خرده فروشی چین سر در نمی آورد.”

“برای این که حجم واقعی بازار خرده فروشی چین را بدانم به تمام بخش ها سرکشی کردم تا ببینم حجم واقعی فعالیتشان چه اندازه است و تا چه حد سریع رشد می کنند.”

” به این نتیجه رسیدم که در آن موقع حجم واقعی بازار خرده فروشی، نصف رقمی بود که دولت رسما اعلام کرده بود.”

ماتیو کراب، متوجه شد در توصیف این که کالاهای خرده فروشی واقعا چه کالاهایی هستند، مشکلاتی دیده می شود. آمار دولت، شامل عمده فروشی کالاهای مصرفی نیز می شد. برخی از فعالیت‌های دولتی و نیز معاملاتی که بین شرکت ها صورت گرفته بود نیز در آمار کالاهای خرده فروشی منظور شده بود. از این رو همه آنچه در آین آمار دیده می شد صرفا فعالیت های خرده فروشی نبود.

پیش بینی وضعیت در آینده

مشکل است بتوان دریافت که آیا دقتی که در تشریح خرده فروشی می شود و اطلاعات داده شده، در سال های اخیر واقعا بهتر شده اند. ولی پیش بینی رشد ۷ ممیز ۴ درصدی چین در سال ۲۰۱۴ و نیز رشد ۷ ممیز یک درصد در سال ۲۰۱۵ را باید با نرخ رشد ۲ ممیز ۲ درصدی آمریکا در سال جاری و ۳ ممیز یک درصدی این کشور در سال ۲۰۱۵ مقایسه کرد.

مقایسه این ارقام به این معنی است که محتمل به نظر نمی رسد که چین در آینده نزدیک موقعیت کنونی اش یعنی بزرگ ترین اقتصاد جهان را از دست بدهد. در حقیقت پیش بینی صندوق بین المللی پول این است که تا پایان سال ۲۰۲۰ ارزش اقتصاد چین به ۲۶.۹۸ تریلیون دلار خواهد رسید، یعنی ۲۰ درصد بیشتر از ارزش اقتصادی آمریکا که تخمین زده می شود حدود ۲۲.۳ تریلیون دلار خواهد بود.

اما در حالی که آمریکا برای ۱۴۲سال از نظرحجم اقتصادی در صدر فهرست قرار داشت، ممکن است چین نتواند این رکورد آمریکا را بشکند. پیش بینی های مالی دراز مدت صندوق بین المللی پول و نهادهای دیگر حاکی از این است که تا سال ۲۱۰۰ ممکن است هند از هر دو کشور آمریکا و چین جلو بیفتد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و سئو توسط شرکت رایانمهر افرانت